سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
82
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
معامله هست در معرض مشاهده قرار داده و به مشترى گفته شود مبيع يكى از اين پوستها مىباشد بدون اينكه آن را معين و مشخص كنند كه با اين نحو مىتوان گفت از وضع بيع سلم خارج نشدهايم چه آنكه اين طرز معامله بمنزله اين است كه بايع شرط كند در مقابل فلان قدر پول گندم يا جواز فلان قريه و شهر را كه عادتا در معرض فساد قرار نمىگيرد مىفروشد و حاصل كلام اينكه وقتى مشاهده را به اين تقرير در بيع سلم كافى دانستيم پس اگر حيوانى را در معرض مشاهده قرار داده و به همين مقدار اكتفاء كرده و بتوصيف او نپردازند معامله سلم صحيح است ولى مشهور مشاهده را مصحّح و مجوز بيع سلم ندانسته و آن را كافى نمىدانند چه در حيوان و چه در غير آن ، چه به نحوى كه ذكر شد و چه به طرز ديگر . قوله : لان اهم اوصافها : يعنى مهمترين اوصاف جلود . قوله : السمك : بفت سين و سكون ميم ضخامت را گويند . قوله : و لا يحصل به : ضمير فاعلى در [ لا يحصل ] به سمك و ضمير در [ به ] به وزن عائد است . قوله : و قيل يجوز لامكان ضبطه : فاعل [ يجوز ] بيع سلم است و ضمير در [ ضبطه ] به مسلم فيه كه پوست باشد راجع است . قوله : ورد بانّه خروج الخ : ضمير منصوبى در [ بانه ] به ضبط بالمشاهده عائد است . قوله : لانّه دين : ضمير در [ لانّه ] بمسلم فيه راجعست . قوله : فى ضمنها : ضمير به [ جملة ] راجعست . قوله : و هو غير مخرج : ضمير [ هو ] به امكان جمع بتقريرى